سه ساعت حساس برای انسان

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین والسلام و الصلاه علی سیدنا و نبیّنا ابوالقاسم مصطفی محمد(ص) و السلام علی عَلی ابن ابیطالب (ع) و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین الهداه المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
امّا بعد قال السجاد (ع) : (إنّ أحَبّکم إلی الله تبارک و تعالی أَحسنَکم عَملاً و إنّ أعظمکم عندالله عملاً أعظمکم فیما عندالله رغبتاً و إنّ أنجاکم مِن عَذابِ الله أشّدکم خَشیّتاً لله و إنّ أقربکم مِن الله عزّوجّل أوسعکم خلقاً و إنّ أرضئکم عندلله أسعاکم علی عیاله و إنّ أکرَمَکُم عندالله أتقئکم)
امشب دوازدهم ماه محرم الحرام و بنا بر نقلی شب شهادت مظلومانه امام سجاّد(ع) است . شهادت ایشان در دو یا چند تاریخ وارد شده است . امّا آن تاریخی که بزرگان بیشتر به آن اشاره دارند یکی دوازدهم محرّم و دیگری بیست و پنجم محرّم الحرام است . ما هم به حول و قوّۀ پروردگار عرائض مان را از فرمایشات این بزرگوار عرض می کنیم . قبل از اینکه روایت فوق را عرض کنم . حضرت در نصیحتی به افراد می فرماید : ( عجباً لمتکبّرِ فخور ، الذی کان بالأمس نطفه و هو غداً جیفه ) تعجّب است از انسان متکبّر و به خود بالنده و فخر کننده ای که دیروز(منظور زمان گذشته) نطفه ای بیش نبوده است و فردا هم جیفه و مُرداری بیش نیست . چرا باید متکبّر باشد ؟ چرا باید آنقدر به خود ببالد و بنازد و فخر کند !؟ یعنی ای انسان به آن ماهیّت اولّیِ خود برگرد . این جسم و هیکل و اندام تو که مایۀ تکبّر و غرور و عُجب و خود بینی تو شده است و باعث شده تو نسبت به دیگران تکبّر کنی و آنها را تحقیر و کوچک کنی و به چشم حقارت نگاه کنی . از آن نطفه فراموش کرده ای ؟ یک ذرّۀ نجاستِ متعفّن و پست بودی . ( والعجب کلّ العجب لمن شکّ فی الله و هو یری الخلق ) عجب و تمام عجب از کسی است که دربارۀ خدا شک می کند که آیا این عالم خدا و مبدأیی دارد ؟ معادی هست ؟ خالق وناظم و رازقی دارد ؟! مخلوق را می بیند ولی از خالق غافل است . مگر مخلوق بدون خالق می شود ؟ مگر نظم بدون ناظم می شود ؟ مگر مصنوع بدون صانع می شود ؟ (والعجب کلّ العجب لمن أنکر الموت و هو یری من یموت فی کلّ یومٍ و لیلهٍ) خیلی جای تعّجب است از کسی که مرگ را انکار می کند در حالی که شب و روز مرگ دوستان و آشنایان و پدر و مادر و رفقایش را شب و روز می بیند و مشاهده می کند !؟ دوستان و رفقایم ، همکارانم می میرند و بر نمی گردند .
گرگ اجل یکایک از این گلّه می برد
گلّه ببین که چه آسوده می چرد
(واعجب کلّ العجب لمن أنکر نشأ الأُخری و هو یری نشأهَ الاولی) عجب است از کسی که معاد و جهّنم را انکار می کند . میزان اعمال و نکیر و منکر را انکار می کند . سوال و پرسش را انکار می کند ، میزان أعمال و آن نشئۀ آخرت و قیامت را انکار می کند در حالی که می بیند این نشئۀ دنیا نبوده است و بعداً خلق شده است . (والعجب کلّ العجب لمن عمل لدارالفناء و ترک دار البقاء) خیلی عجب است ازکسی که برای این سرای موّقت دنیا اینقدر تلاش می کند و زحمت می کشد امّا برای آن عالَم جاوید و همیشگی کاری نمی کند و زحمت نمی کِشد ؟! این نکات انسان را به فکر فرو می برد . باید روی این مطالب تفکّر و تعقّل کرد . روحش را تغذیه کند ، در مبدأ ، در پایان کار ، معاد و قیامتش فکر کند . در روایتی امام سجاد(ع) می فرماید : خداوند چه کسی را دوست دارد ؟ کسی را دوست دارد که عملش أحسن باشد . همانطور که خلقت ما را أحسن قرار داده است . خدا دوست دارد که ما در عمل هم أحسن باشیم . در اخلاق ، در صبر ، زن های ما در خانه داری و شوهر نوازی ، مرد ها در زن داری أحسن باشند . پدر ، فرزند ، دوستان و آشنایان همه باید احسن را انتخاب کنیم . دربارۀ انتخاب احسن چندین جلسه صحبت کرده ایم که فیلم آن موجود است . پس ای انسان احسن را انتخاب کن . از نردبان ترقّی بالا برو . خداوند تو را از بهترین و با عظمت ترین روح خوش خلق کرده است . به جسمت نگاه نکن . به روحت نگاه کن . تو از عالم بالا و ملکوت هستی . تن به پستی ها نده . کسی در نزد خدا عظیم تر است که امیدش به درِ خانۀ خدا بیشتر باشد . امیدش را از خانۀ خلق ببّرد . مردم هیچکاره اند . همه فقیرند . مسکین و مستکین هستند . کسی از عذاب الهی بیشتر نجات می یابد که از خدا بیشتر حساب ببرد . بیشتر از قانون خدا تبعیّت کند . معرفتش به خدا بیشتر بشود تا خشیّتش بیشتر بشود . نزدیک ترینِ شما به خدا کسی است که از اخلاق گسترده تری برخوردار باشد . یعنی تنگ نظر و تنگ چشم و قلب نباشد . شرح صدر داشته باشد . نا ملایمات زندگی او را غمزده و افسرده نکند . خداوند از کسی بیشتر راضی است که بیشتر به زن و بچه اش برسد . عِیال یعنی نان خور . افرادی که تحت تکفّل و سرپرستی و زعامت ما هستند . اگرچه آنها هم باید مطیع باشند و به حرف بکنند . امّا ما باید بیشتر سعی کنیم تا آنها را در رفاه و آسایش قرار بدهیم . هر کس تقوایش بیشتر باشد در نزد خدا گرامی تر و برتر خواهد بود . در روایتی دیگر شیخ صدوق نقل می کند تا به زُهَری می رسد . ایشان یکی از شاگردان امام سجاّد(ع) بود که ابتدا انحرافات فکری داشت ولی بعد توبه کرد و حضرت نامۀ عجیبی برای ایشان می نویسند که بسیار تکان دهنده است . ایشان می گوید : قال علی ابن الحسین ابن علی ابن ابیطالب (ع) : (أشدّ الساعات إبن آدم ثلاثُ ساعات ، ساعت التّی یعاین فیها ملک الموت و ساعه التی یقوم فیها من قبری و ساعه التی یقف فیها بین یدی الله تبارک و تعالی فإمّا إلی الجنّه و إمّا إلی الناّر ثمّ قال ؛ إن نجوت یابن آدم عند الموت فأنت أنت وإلّا هَلَکتَ و إن نجوت یابن ادم حین توضع فی قبرک فأنت أنت و إن نجوت حین یقبل الناس علی الصراط فأنت أنت و إن نجوت حین یقوم الناس لرّب العالمین فأنت أنت و إلّا هَلکت) سه ساعت در زندگی آدم خیلی مهم است که نباید از آن غافل شد . یکی آن لحظه ای که عزرائیل برای قبض روح می آید و می خواهد جان او را بگیرد . وقتی با عزرائیل روبرو می شویم و ملک الموت می آید ، ساعت عجیبی است . قاصد خداست . قابض ارواح است . باید مراقب باشیم که جان را چگونه به او بدهیم ؟ با طیب نفس بدهیم یا با اشک و آه و حسادت بدهیم ؟ وقتی انسان به وظیفه اش و به خدا عارف می شود چه می گوید ؟ می گوید ؛
این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست
روزی رُخش ببینم و تسلیم او کنم
امام حسین (ع) هم می فرماید :
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او عُمری ستانم جاودان
او زِ من دلقی ستاند رنگ رنگ
امیرالمؤمنین (ع) هم می فرماید : والله ، پسر ابوطالب علاقه اش به مرگ ازعلاقۀ طفل شیر خوار به پستان مادرش بیشتر است . ساعت دوم آن لحظه ای که سر از قبر بیرون می آورد و وارد صحرای محشر می شود . روز جزای اعمال و روز مزد است . روز عجیبی است که اولیاء خدا با آن همه عظمت پروا دارند و ناله و زجّه می کنند . امام سجاّد (ع) در مناجات هایشان هم می فرمایند . و ساعتی هم که در پیشگاه خدا می ایستی و می خواهی حساب اعمالت را بدهی .
خوش بُوَد گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غِش باشد
خوشا به حال کسانی که پروندۀ شان صاف و سپید است . نه غِشی و نه دروغی در آن است و نه گناه و لغزشی در آن هست . اگر هم گناهی داشتند توبه کرده اند و برگشته اند . خداوند سورۀ توبه را نازل و باب توبه را باز کرده است . سپس فرمود : اگر موقع جان دادن از وحشت و اضطراب نجات پیدا کردی تو واقعاً انسان هستی . واقعاً هر چه بگویی و ادعّا کنی هستی . چون مرگ در کامت شیرین و گوارا است و مشکلی با مرگ و عزرائیل نداری . اگر از دوزخ نجات پیدا کردی انسان هستی و إلّا بیچاره و نابود می شوی . اگر وقتی تو را توی خانۀ قبر گذاشتند برایت ضیغ و تنگ و تاریک نبود و قبرت بوستانی از بوستان های بهشت بود و انبیاء و چهارده معصوم و شهداء به دیدنت آمدند تو همان که ادعّا می کنی هستی . روزی هزار مَلک به زیارت تو می آیند . دریچه ای است به عالم پهناور ملکوت . چیزهایی برایت آماده است که چشمی ندیده و گوشی نشنیده و به ذهن احدی خطور نکرده است . ولی اگر قبرت چاله ای از چاله های جهنّم شد بیچاره شده ای . اگر هنگام گذشتن از پل صراط پایت نلغزید و از پل صراط عبور کردی نجات یافتی و همان که می گویی هستی ولی اگر صاحبان حق جلوی تو را گرفتند ، شوهر یقۀ زن و زن یقۀ شوهر را گرفت ، پدر و فرزند و برادر و خواهر ارباب و شاگرد و… جلوی یکدیگر را گرفتند و حق گرفتن برپا شد و هلاک و نابود شدی . وقتی که مردم در پیشگاه خدا قرار گرفتند ، خداوند به تو گفت من از تو راضی هستم و ناراحت نباش ، تو خوب و درست عمل کردی تو انسان هستی وإلّا نخیر . سپس حضرت این آیه را خواندند ؛ ( و مِن ورائهم برزخٌ الی یوم یبعثون ) حضرت قسم خوردند که والله قبر یا روضه ای از روضه های بهشت است و یا گودالی از گودال های جهنم است . سپس حضرت به یکی از افراد حاضر در مجلس اشاره کردند و فرمودند : تمام اهل آسمان ها می دانند تو اهل کجا هستی . آیا خودت می توانی بگویی که مرد دوزخی هستی و یا خیر ؟ اهل سعادت هستی یا شقاوت ؟ مقداری فکر کن و بررسی کن . اگر ما مقداری به اعمال و رفتارمان توجه کنیم متوجه می شویم . (الإنسان علی نفسه بصیره) سر هر کسی را می توان کلاه گذاشت ولی سر خودت را نمی توانی کلاه بگذاری .
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

برچسب های سخنرانی::

اطلاعات سخنرانی

  • تعداد نمایش: 1,228 بار
  • ارسال شده در:

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نام*
رایانامه*
وب سایت / وبلاگ
متن نظر