پرسش و پاسخ حضرت علی علیه السلام با زبید ابن سبحان

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین والسلام و الصلاه علی سیدنا و نبیّنا ابوالقاسم مصطفی محمد(ص) و السلام علی عَلی ابن ابیطالب (ع) و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین الهداه المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
مرحوم شیخ صدوق (رض) در کتاب امالی با سلسه سند نقل می کند که به آقا موسی ابن جعفر(ع) می رسد و ایشان هم از پدرش تا به جدّش امام باقر(ع) و بعد از ایشان به آقا علی ابن الحسین(ع) زین العابدین می رسد . به مناسبت ایاّم به اسارت رفتند ایشان به همراه حضرت زینب (س) و با توجه به تقارن این جلسه با هفتۀ بسیج که به برکت امام (ره) امنیّت این کشور در شهر و روستا و در محلّه ها برقرار شد و این از کرامات امام (رض) بود ، این روایت را تقدیم می کنم . حضرت سجاّد (ع) می فرماید : (الإمام الحسین علیه السلام: بَینا أمیرُ المُؤمِنینَ ـ صَلَواتُ اللّه ِ عَلَیهِ ـ ذاتَ یَومٍ جالِسٌ مَعَ أصحابِهِ یُعَبِّئُهُم لِلحَربِ، إذ أتاهُ شَیخٌ عَلَیهِ شَحبَهُ حدیث السَّفَرِ ، فَقالَ : أینَ أمیرُ المُؤمِنینَ؟ فَقیلَ: هُوَ ذا . فَسَلَّمَ عَلَیهِ، ثُمَّ قالَ:
یا أمیرَ المُؤمِنینَ، إنّی أتَیتُکَ مِن ناحِیَهِ الشّام، وأنَا شَیخٌ کَبیرٌ قَد سَمِعتُ فیکَ مِنَ الفَضلِ ما لا اُحصی، وإنّی أظُنُّکَ سَتُغتالُ حدیث فَعَلِّمنی مِمّا عَلَّمَکَ اللّه. قال : نعم یا شیخ ، من أعتدل یوماه فهو مغبون و من کانت دنیا همّته أشدّه حسرته عند فراقها و من کان غده شرّ یومیه فهو محروم…) روزی امیرالمؤمنین (ع) در جمع اصحاب شان نشسته بودند و آنها را برای جنگ آماده و می کرد . در همین بین که حضرت می خواست مردم را آماده برای جنگ و دفاع از کیان اسلام کند ناگهان پیرمردی که گرد و غبار و سفر و آثار خستگی از چهرۀ او پیدا بود وارد شد و پرسید ؛ امیرالمؤمنین (ع) کجاست ؟ به او اشاره کردند امیرالمؤمنین (ع) آنجاست . سپس سلامی به حضرت کرد و گفت : من پیرمردی هستم که از شام آمدم . آنقدر از فضائل و مناقب شما شنیده ام که قابل شمارش نیست . فکر می کنم به همین زودی شما را می کُشند و شهید می کنند . از علوم و دانشی که خداوند به تو داده است ، مقداری به من یاد بده . توجه کنید که این شخصی پیرمرد است ، از شام و از راه دور با چشم بصیرت می بیند و می گوید فکر می کنم به همین زودی تو را با نیرنگ می کشند . با ترور و ناگهانی کُشته می شوی . حضرت بدون تعارف چون این فرد را مستعّد دیدند فرمودند : چشم ، ای پیرمرد کسیکه دو روزش مساوی باشد خیلی ضرر کرده است . نباید دو روزت با هم مساوی باشد . اگر دیروزت با امروز مساوی بود و رو به رشد نبودی ضرر کرده ای . (مغبون) یعنی کسیکه سرمایه ای را به کار گرفته است ، کسب و کار داشته است ولی سودی نکرده است بلکه ضرر هم کرده است . عُمر و جوانی و زندگی و ساعات و دقائق سرمایه است . دوم اینکه اگر کسی دنیا نهایت آرزویش باشد و فقط برای دنیا تلاش کند و برای آخرتش تلاش نکند دنیا برای او به دست می آید امّا با حسرت زیادی از این دنیا می رود . چون عُمر و وقت و ساعاتش را صَرف کرده است و حالا می خواهد ثروت را برای ورثه بگذارد و معلوم نیست آنها چه برخوردی با او بکنند . اگر کسی دو روزش با هم مساوی باشد ضرر کرده است . اگر کسی فردایش از امروزش بدتر باشد محروم است . از کمال ، معنویت ، قرب الهی و خوبی ها محروم شده است . اگر کسی باک نداشته باشد که دنیا بدستش بیاید و برایش مهم نباشد که آخرتش چه ضربه ای ببیند این شخص هلاک شده است . بیچاره شده است . چون دنیا را گرفته است و آخرت را از دست داده است . دنیا گیرش آمد . پول و مقام گیرش آمده است ، آوازه و شهرت گیرش آمده است و دنیایش آباد شده است ولی آخرتش ویران شده است . این شخص هلاک و بیچاره شده است . اگر کسی نسبت به نقص و ضعف های معنوی که به او وارد می شود توجه نکند هوای نفس بر او غلبه می کند . هوای نفس بر او غالب و حاکم می شود و کسی هم که هوای نفس بر او غالب شد بیچاره و نابود می شود . شیطان هوای نفس و ابلیس است . اگر کسی رو به ترقّی و بهبودی و خوب شدن نیست و فردایش بهتر از امروزش و این هفته اش بهتر از هفتۀ قبلش نیست و این سالش در بُعد معنوی بهتر از پارسالش نیست و رو به نقصان است ، این شخص بمیرد بهتر است . چنین فردی زیر خاک برود بهتر است . با مرگ جلوی نقص و ضررش گرفته شده است . هر چه بماند ضعف و نقصانش بیشتر شده و سقوطش بیشتر می شود . رزائلش بیشتر و فضائلش کمتر می شود . امام سجاد(ع) در دعای مکارم الأخلاق می فرماید : خدایا اگر عُمر من در طاعت و بندگی تو صرف می شود و اگر می دانی زندگی برای من بهتر است من را زنده بدار و اگر عُمرم چراگاه نفس أمّاره می شود ، مرگم را برسان . من عُمر و زندگی را برای خوب شدن و ترقّیِ معنوی می خواهم . سپس حضرت علی(ع) فرمودند : دنیا سبز و خرّم و شیرین است . برای دنیا و آخرت هر کدام اهلی وجود دارد که اگر عاقل باشند بر اهل آخرت رَشک می برند . از مُفاخره با اهل دنیا خودداری کن . نکند دنبال فخر کردن در امور دنیوی بروی . نه بر دنیا و نه بر ناز و نیازش رَشک نبر . ای پیرمرد کسی که از شبیخون و خطر می ترسد کمتر می خوابد . چقدر سریع این شب و روز عُمر بنده را تباه می کنند و از بین می برند . زبانت را پنهان کن . زبانت را ببند و حرف نزن . حرف حساب شده بزن . صحبت نکن مگر به خوبی . چیزی را برای مردم بخواه که برای خودت هم می خواهی . چیزی که برای خودت نمی پسندی برای مردم هم نپسند . سپس حضرت رو به مردم کردند و فرمودند : ای مردم ؛ آیا نمی بینید که مردم در چه وضعیتی به سر می برند ؟ صبح و شب شدنشان به حالت های مختلف است . مگر نمی بینید که عدّه ای مریض هستند و افتاده اند . عدّه ای به عیادت می روند و عدّه ای عیادت می شوند . عدّه ای در حال جان دادن هستند و عدّه ای جان داده اند . عدّه ای در حال کفن شدن هستند و عدّه ای کفن شده اند . عدّه ای دنبال دنیا هستند و آن را طلب می کنند و مرگ هم دنبال آن هاست . افرادی هستند که غافل اند امّا مغفول نیستند . یعنی از آنها غفلت نشده و فراموش نشده اند . مانند کبک که سرش را زیر برف کرده است و گمان می کند کسی او را ندیده است . مگر نمی بینید عدّه ای دنبال گذشتگان می روند . شخصی به نام زید ابن سوحان عبدی از بین جمعیّت برخاست و گفت : یا امیرالمؤمنین (ع) (أیّ سلطانٍ أغلب و أقوی) ؟ چه سلطانی از همه قوی تر و غالب تر هست ؟ قال : ( الهوا ) هوا و هوس از همۀ سلازطین غالب تر است . پادشاهان را بازی می دهد . سلاطین و قدرتمندان را بازی می دهد . از همۀ سلاطین قوی تر هوای نفس است . قال : ( فأیّ ذُلٍ أذّل ) ؟ چه ذلتی از همۀ ذلت ها خوار تر و پست تر است ؟ قال : ( الحریص علی الدنیا ) فرمود : کسی که نسبت به دنیا حریص است از همه ذلیل تر و خوار تر است . فقال : ( فأیّ فقرٍ أشدّ ؟ ) چه فقری از همۀ فقر ها بدتر و شدیدتر است ؟ قال : ( الکفر بعد الإیمان ) فرمود : کسی که ایمان بیاورد و بعد برگردد و از دین و خدا ، امام حسین (ع) و اهل البیت ، از انقلاب و امام و از ولایت و فقاهت دست بردارد . از نور به ظلمت برود . منحرف بشود . لذا فرمودند : این آیه را زیاد بخوانید ؛ ( ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه ) خیلی بد است که انسان بعد از اینکه صراط مستقیم و راه سعادت را تشخیص داد دوباره برگردد ! در زندگی افرادی مثل عُمَر سعد ها ، طلحه و زبیر ها ، شریح قاضی ها ، عمروعاص ها اینگونه بودند . قال : ( فأیّ دعوهٍ أذلّ ) پرسید چه دعوتی از همه گمراه تر است ؟ قال : ( الداعی به ما لا یکون ) کسی که مردم را به پوچی دعوت کند . بگوید ؛ خدا کیست ؟ پیغمبر کجاست ؟ و این ها را انکار کند . از کجا معلوم که این حرف ها درست باشد ؟ این کار بدترین دعوت ها است . فقال : ( أیّ عملٍ أفضل ؟ ) چه عملی افضل و بالاتر است ؟ قال : ( التقوا ) ترس از خدا و گناه . قال : ( فأیّ عملٍ أنجح ) چه عملی ما را زودتر نجات می دهد ؟ قال : ( الطلب ما عند الله ) فرمود : از خدا خواستند و طلب کردن . از خلق مأیوس شدن و از نزد خدا طلب کردن . قال : ( فأیّ صاحبٍ شرّ) بدترین رفیق و همراه کیست ؟ قال : ( المزیّن لک معصیت الله ) بدترین رفقا و دوستان کسی است که گناه را در نزد تو زینت بدهد . طوری نشان بدهد که فکر کنی این گناه خوب و شیرین است . قشنگ است . کار خوبی است و بد نیست . گناه و معصیت و فعل حرام را زینت بدهد که تو را شیفتۀ آن گناه کند . قال : (فأیّ خلقٍ أشقی) شقی ترینِ مردم کیست ؟ فرمود : کسی که دینش را به دنیایش بفروشد . باقی را به فانی ، نور را به ظلمت ، حق را به باطل ، علی (ع) را به معاویه بفروشد . قال : ( فأیّ خلق أقوی ) کدام خلق از همه قوی تر است ؟ قال : ( الحلیم ) کسی که دیر ناراحت و عصبانی می شود . دیر پرخاش کند . قال : ( فأیّ خلق أشّح ) چه اخلاقی زشت تر است . فرمود : (مَن المال مِن غیر حلٍّ فَجَعَله مِن غِیرِ حلٍّ) بدترین و زشت ترین اخلاق این است که از راه حرام درآمد کسب کند و در راه حرام هم خرج کند . قال : ( فأیّ الناس أکیس ) زرنگ ترینِ مردم کیست ؟ فرمود : کسی که راه هدایت را از ضلالت و راه رشد را از نفس تشخیص بدهد و بسوی رشد برود . حق شناختن خیلی مهم نیست . تبعیّت از حق مهم است . شیطان شناسی خیلی مهم نیست . مخالفت با او مهم است . خدا شناس شدن مهم نیست ، تبعیّت از خدا مهم است . دنیا شناسی مهم نیست . رد کردن آن مهم است . آخرت شناسی مهم نیست ، طلب آخرت مهم است . خیلی از دانشمندان علماً به این نتیجه رسیده اند که آخرت و قیامتی هم هست . پل صراط و میزان و حساب و کتابی هم هست . قال : ( و من أحلم الناسّ) حلیم ترینِ مردم کیست ؟ فرمود : کسی که غضب نکند . قال : ( فأیّ الناس أثبت رأیت ) کدام یک از مردم در رأی و نظرش محکم تر و مقاوم تر است ؟ فرمود : کسی که مردم را گول نزند و فریب ندهد . دنیا هم او را فریب نزند و نتواند با زینت های ظاهری و کَلَک های ظاهری مردم را فریب بدهد . قال : (فأیّ الناس أحمق) احمق ترینِ مردم کیست ؟ قال : ( المغتّر بالدنیا ) فرمود : کسی که فریب دنیا را بخورد در حالیکه می بیند دنیا به هیچ کس وفا نکرده است . دوستان و رفقایش را می برد . عزیزان را ذلیل می کند . ثروتمندان را فقیر می کند . قال : ( فأیّ الناّس أشدّ حسرهً ) چه کسی حسرتش از همۀ مردم بیشتر است ؟ قال : ( التّی حُرِمَ الدنیا و الآخره) فرمود : کسی که نه دنیا داشته باشد و نه آخرت . قال : ( فأیّ الخلق أعما ) کور ترین مردم کیست ؟ قال : ( الذی عمِلَ لِغیر الله ) فرمود : کسی که کارش برای غیر خدا باشد و ریا کند و مزدش را از خدا بخواهد . قال : ( فأیّ القنوع أفضل ) بالاترین قناعت چیست ؟ فرمود : کسی که به آنچه خداوند به او داده قانع باشد . قال : ( فأیّ المصائب أشد ) چه مصیبتی از همۀ مصیبت ها بدتر است ؟ قال : ( المصیبت بالّدین ) فرمود : کسی که مصیبتش در دینش باشد و به دینش لطمه بخورد این بالاترین مصیبت است . قال : ( فأیّ الأعمال أحبّ إلی الله )؟ بالاترین اعمال در نزد خدا چیست ؟ قال : ( إنتظار الفرج ) فرمود : انتظار برای فرج . این روایت ادامه دارد .
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

برچسب های سخنرانی::

اطلاعات سخنرانی

  • تعداد نمایش: 1,241 بار
  • ارسال شده در:

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نام*
رایانامه*
وب سایت / وبلاگ
متن نظر