یازده نکته اخلاقی

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین والسلام و الصلاه علی سیدنا و نبیّنا ابوالقاسم مصطفی محمد(ص) و السلام علی عَلی ابن ابیطالب (ع) و آله الطیّبین الطاهرین المعصومین الهداه المهدییّن و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
امّا بعد قال الله تبارک و تعالی : (و ما خلقت الجنّ و الإنس إلّا لیعبدون)
و قال الحسین بن علی (ع) : ( الناّس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه ما درّت معائشهم فإذا محصوا بالبلاء قلّ دیاّنون )
ابی عبدالله قیام کرد تا مردم را به عبودیّت و بندگی و پرستش دعوت کند . همۀ ذراّت عالم هستی ، از ذرّه تا کهکشان ، مُلک تا ملکوت ، عرش تا فرش و کرسی و لوح و قلم همه در حال عبودیّت و پرستش و بندگیِ خدا هستند . حتی سلول های بدن ما در عالم تکمین در حال عبودیت و بندگی و پرستش هست . قلب و نبض ما که می زند ، چشم ما که می بیند و گوش ما که می شنود ، زبانِ ما که قدرت تکلّم دارد ، همه در حال عبودیّت هستند . خورشید و ماه و ستارگان که نور می دهند ، سرمای زمستان و گرمای تابستان ، تمام برگ درختان و گیاهان همه در حال عبودیّت و بندگی است . ( إم من شیءٍ إلّا یسبّح و بحمده ) (یسبّح لله ما فی السموات وما فی الأرض جمیعا) هرچه در عالم است در حال عبادت است . در ظاهر قضیّه خداوند به ما واگذار کرده است . پس ای روح و جانِ بشر تو هم بیا و من را (خدا) عبادت کن . هیچ کدام از موجودات در عالم تکمین حق تخلّف ندارند . اگر تخلّف کند نیست و نابود می شود . نه اینکه بمیرد بلکه عَدَم می شود . ما فقط عالم وجود را درک می کنیم . وجود قابل درک است نه عدم . اگر از ما سوال کنند قبل از این عالم چه بوده است می گوییم ؛ عدم بوده است . این کلمۀ بود از وجود خبر می دهد . پس باید بگوییم خبر نداریم .
در روایتی وجود مقدسّ ابی عبدالله (ع) ۱۱ نکتۀ اخلاقی را فرموده است .
قال الحسین بن علی (ع) : ( الصدق عزٌّ و الکذب عجزٌ و السرّ أمانهٌ و الجوار قرابهٌ و المؤنه صداقهٌ و العمل تجربهٌ والخلق الحسن عبادهٌ و السمت زینٌ والشحُّ فخرٌ والسخاء غناً و الرفق لبٌّ )
صداقت و راستی و درستی عزّت است . یعنی هر کسی که به صداقت عادت کرد و اگر می خواهد به ثروت و مکنت و کمالات معنوی دست بیابد باید با خدا و خلق صداقت داشته باشد . هرگز در بساط زندگی اش دروغ راه ندهد . اگر دروغ راه داد ذلّت قبول کرده است . انسان وقتی از صداقت و راستی و درستی عاجز بشود دروغ می گوید .
مرحوم فیض کاشانی در این رابطه شعر زیبایی دارد؛
هر چه نَبود سخن یار دروغ است دروغ
جز حدیث لب دلدار دروغ است دروغ
یار آنست که او با تو بود در همه حال
گوید اَر غیر منم یار دروغ است دروغ
هیچ کس را به جهان نیست جز او غمخواری
حرف غمخواری أغیار دروغ است دروغ
یار با ماست به هر جا ، تو هر جای مرو
حرف اغیار دل آزار دروغ است دروغ
آید از حُسن فروشی چو سروشی در گوش
که چو من نیست به بازار دروغ است دروغ
اعتمادی نبُود بر سخن نوش لبان
آنچه گفت آن لب عیاّر دروغ است دروغ
… این شعر ادامه دارد . جز به خدا تکیه کردن و جز از او کمک خواستن اشتباه است . دیگر اینکه اسرار دیگران عبادت است . آبروی دیگران امانت است . نباید اسرار دیگران را فاش کنیم . نباید جایی که اجازه ندادند آن اسرار را فاش کنیم و یا نقل کنیم . همسایگی نوعی خویشاوندی است . اینکه فرمودند : همسایه از همسایه ارث می برد یعنی خویشاوندی معنوی است . خویشاوندی بر دو نوع است . یک نوع سببی است و یا نسبی است . پدر و مادر ، عمو خاله و پسران اینها و…نسبی هستند . امّا همسایگی سبب است و نوعی قرابت برای خویشاوندی است . در روایت است که اگر کسی بیست سال به فردی دوست باشد با او قوم و خویش است . یعنی حق خویشاوندی بر گردن یک دیگر پیدا می کنند . کمک به دیگران نشانۀ صداقت است . اگر کسی کمک مالی و اخلاقی از دستش برآمد و انجام داد این کار نوعی عبادت و صداقت است . کار به انسان تجربه می آموزد . وقتی انسان زحمت بکشد صاحب تجربه می شود . اخلاق نیکو عبادت شمرده می شود . این همه روایت برای خوش اخلاقی رسیده است . اولین چیزی که در میزان اعمال می گذارند خوش اخلاقی است . سنگین ترین چیزی که در میزان اعمال می گذارند خوش اخلاقی است . پیغمبر(ص) فرمودند : نزدیک ترین افراد به من کسی است که خوش اخلاق تر باشد . هر کس خوش اخلاق تر باشد ایمانش کامل تر است . منظور از خوش اخلاقی این است که انسان با دیگران بسازد . مهربان باشد . بار و اذیت دیگران را تحمّل کند . به دیگران خدمت کند . این خدمت گذاری باید از خدمت به خویش و از درون منزل شروع بشود . یک پدر زمانی می تواند خدمتگذار جامعه باشد که به زن و بچه اش خدمت کند . یک زن زمانی می تواند خدمتگذار خوبی باشد که اول به شوهرش خدمت کند . یک جوان و پسر زمانی می تواند به جامعه خدمت کند که درون منزل به پدر و مادرش خدمت کند . دختر زمانی می تواند در آینده شوهر داری کند و همسر خوبی برای شوهرش باشد که در محیط منزل با پدر و مادرش مهربان باشد . اگر جوانی درون منزل بد اخلاق و تند خو باشد و قدم مثبتی بر ندارد و حتی لیوانی را بر ندارد ، در جامعه با دوستان و رفقایش بخندد و مزاح کند فائده ای ندارد . دائماً پدر و مادرها از کم کاری و متمّرد بودن و سرکشی فرزندان در محیط منزل شکایت می کنند . خوش اخلاقی این نیست که فرد در مغازه خوش اخلاق باشد . اگر آنجا بد اخلاق باشد کسی جنسش را نمی خرد و خرید و فروش ندارد . هیچ کس سراغ آدم بد اخلاق نمی رود . بازارش کساد می شود . چرا در روایت آمده است خوش اخلاقی رزق و روزی تان را زیاد می کند ؟ چون مشتری جلب می شود . امّا اگر با خویشان و نزدیکان خوش اخلاق و خوش برخورد و نرم و ملایم بود و زبان تند و تیزی نداشت خوش اخلاق است . خوش اخلاقی را از درون منزل شروع کنید . از پدر و مادر ، از خانواده شروع کنید . ما مرد ها باید خوش اخلاقی را از درون منزل و با زن و بچه مان شروع کنیم . در خانواده ها بد اخلاقی و تند خویی بیداد می کند . فکر می کنند دین همین است که انسان برود عزاداری کند و بر سر و سینه بزند ! روز به روز باید حُسن خلق و اخلاق مان بهتر بشود . حُسن خلق عبادت است . فرقی نمی کند که انسان سجده کند و قرآن و دعا بخواند ، چه حرم برود و چه نرم و ملایم باشد . هر دو عبادت است . کم حرفی زینت است . (سَمت) یعنی سخن بیجا نزدن . به موقع حرف زدن . بُخل فقر می آورد . به ظاهر شخص با بخل ورزیدنش حقّ الله و حقّ الناس را نداده است و فکر می کند تحفّظ سرمایه کرده است امّا با این کارش فقیر شده است . سخاوت باعث ثروت می شود . مدارا کردن با مردم نشانۀ عقل و فهم بالاست . (لُبّ) به عقل عادی نمی گویند . عقل قوی را (لُبّ) می گویند . در یک روایت اخلاقی آمده است شبی که پیغمبر(ص) به معراج رفت خداوند تبارک و تعالی به پیغمبر (ص) فرمود : ای پیغمبرِ ما ، هرکس لاف دوستی و سنگِ دوستی ما را به سینه زد و گفت من دوست و ولّی خدا هستم ما قبول نمی کنیم مگر زمانی که این خصوصیات را داشته باشد . یعنی اولیاء خدا باید این صفات را داشته باشند . اول ؛ دوستانِ ما دنبال شکم چرانی و خوش گذرانی نیستند . یعنی به قوت اکتفا می کنند و می خواهند چیزی بخورند که سالم بمانند . دوستان ما دنبال لباس گران قیمت نیستند . لباس ساده و تمیز و نظیف می پوشند . قیمت آن مهم نیست . شأن انسان با لباس گران بالا نمی رود . لباس تمیز و لباس تقوا مهم است . به ساده ترین پراهن و مانتو ، چادر اکتفا می کند . به ارزان ترین کفش اکتفا می کند . به کمترین طلا و جواهر اکتفا می کند . مردی که دم از دوستی اهل بیت می زند دنبال کت و شلوار گران قیمت نیست .
با علی گفتا یکی در رهگذار
از چه باشد جامۀ تو وصله دار
تو امیرّی و شهی و سروری
از همه در راد مردی برتری
کس ندیده ای جهانی را پناه
جامۀ صد وصله بر اندام شاه
ای امیر تیز رأیِ تیز هوش
جامه ای چون جامۀ شاهان بپوش
گفت صاحب جامه را بین، جام چیست ؟
دید باید در درون جامه کیست ؟
دیده ای خواهم که باشد شه شناس
تا شناسد شاه را در هر لباس
ظاهر زیبا نمی آید به کار
حرفی از معنا اگر داری بیار
مرد سیرت را به صورت کار نیست
جامه گر صد وصله باشد عار نیست
کار ما در راه حق کوشیدن است
جامۀ زهد و ورع پوشیدن است
زهد باشد زینت پرهیزکار
زینت دنیا ، به دنیا واگذار
چقدر دعواها در عروسی ها ، بله برون ها ، عقد ها بر سر لباس شروع می شود ؟ خیلی از اختلافات خانوادگی از همینجا شروع می شود . دیگر اینکه دوستان ما خیلی سجده می کنند . اهل سجده هستند آنقدر که گاهی در سجده خواب شان می برد . از بیداری شب استفاده می کنند و نماز صبح شان قضا نمی شود . مگر می شود کسی دم از دوستی خدا بزند و بعد نماز صبحش قضا بشود ؟ کم صحبت هستند . دوستانِ ما به ما اعتماد می کنند . زیاد گریه می کنند . بر مصائب ابی عبدالله (ع) گریه می کنند . مرحوم آقای قاضی می فرمود : آخرین حالاتی که به عارف دست می دهد ۲حالت است . اول اینکه بر امام حسین(ع) گریه می کند و یا اینکه قرآن می خواند . کمتر می خندد . با هوای نفسش مخالفت می کند . مسجد خانۀ دوم اوست و از مسجد بیگانه نیست . عاشق علم است و با علم رفیق است . زندگی اش از تجمّلات خالی است . بندۀ خدایی می گفت : زنم با دعوا من را مجبور کرده است بروم یک دست مبل بگیرم و قیمت هم تعیین کرده است که کمتر از آن نباشد . دیگر نشانۀ اولیاء خدا این است که عُلما را دوست دارند . چون علما را مظهر علم خدا می دانند . با فقراء دوست هستند . دنبال رضای خدا هستند . از گنهکاران فرار می کند و با آنها نمی نشیند . مشغول ذکر خداست . زبانش دائم به ذکر خدا مشغول است . ولّی خدا خوش قول است و خلف وعده نمی کند . دروغ نمی گوید . به عهد و پیمانش وفا می کند و قلبش پاک است . نه بُخل و حسد و نه کینه و عداوتی در آن است . چطور می شود کسی ادعّای دوستی با خدا کند ولی در قلبش کینه باشد . خدا سریع الرضا است و باید دوستانش هم اینگونه باشند و زود از خطای دیگران بگذرند . در سدد انتقام نباشند . مخصوصاً در محیط زندگی و با نزدیکان کینه ندارد . در نمازش حضور قلب دارد . در انجام واجباتش کوشا است . امیدش به خانۀ من (خدا) است و از عذاب من می ترسد . با دوستان من مجالست و نشست و برخاست دارد .
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

برچسب های سخنرانی::

اطلاعات سخنرانی

  • تعداد نمایش: 1,117 بار
  • ارسال شده در:

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نام*
رایانامه*
وب سایت / وبلاگ
متن نظر